روزها میان و میرن
سلام نازگل مامان
روزها دارن یکی یکی میان و میرن و تو داری بزرگتر و بزرگتر میشی
نفس مامان دیروز بردمت دکتر و ایشون گفتن یکی از قرصاتو کم کم حذف کنم
خیلی خوشحالم
چند روزه خیلی شیطون شدی
بالبات صدای بوس رو درمیاری ، هر بار میذارمت توی روروئک خودت کلید آهنگاشو میذنی و کلی شیطونی های دیگه
هنوز شبا نمی خوابی و مامانی رو تا صبح بیدار نگه می داری
هنوز هروقت می برمت حموم کلی می خندی و کلی من ذوق می کنم و قربون صدقت میرم
دوست دارم عروسک من
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روزها میان و میرن
